خبرگزاری حوزه | حسین سلطانمحمدی، کارشناس و منتقد سینما، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه پرداختن به موضوعات دینی و اخلاقی در سینما نیازمند شناخت دقیق از مفاهیم دینی و اقتضائات هنر است، اظهار کرد: سینما زمانی میتواند در حوزه دین و اخلاق اثرگذار باشد که به جای بیان مستقیم و شعاری، مفاهیم مورد نظر خود را در قالب داستان، شخصیتپردازی و موقعیتهای دراماتیک به مخاطب منتقل کند. اگر قرار باشد فیلم تنها مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا گزارههای دینی باشد، نمیتواند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار کند، زیرا سینما در درجه نخست یک هنر روایی و تصویری است و باید از ظرفیتهای همین هنر برای انتقال مفاهیم استفاده کند.
وی افزود: موضوعات دینی و اخلاقی از ظرفیت بسیار گستردهای برای تبدیل شدن به سوژههای سینمایی برخوردار هستند. بسیاری از مفاهیمی که در آموزههای دینی مطرح شدهاند، از جمله عدالت، ایثار، گذشت، راستگویی، امانتداری، مسئولیتپذیری، حقالناس، خانواده و روابط انسانی، موضوعاتی هستند که در زندگی روزمره مردم حضور دارند و میتوانند دستمایه شکلگیری داستانهای جذاب شوند. بنابراین نباید تصور کنیم سینمای دینی فقط زمانی شکل میگیرد که یک فیلم مستقیماً درباره یک شخصیت مقدس یا یک واقعه تاریخی دینی ساخته شود.
سلطانمحمدی با اشاره به ضرورت پرهیز از شعارزدگی در آثار دینی و اخلاقی ادامه داد: یکی از آسیبهایی که ممکن است در تولید چنین آثاری اتفاق بیفتد، غلبه پیام بر داستان است. فیلمساز باید ابتدا یک داستان مناسب و شخصیتهای باورپذیر ایجاد کند و سپس مفاهیم مورد نظر خود را در دل این داستان قرار دهد. مخاطب امروز بیش از گذشته نسبت به پیامهای مستقیم و شعاری حساس شده است و اگر احساس کند فیلم صرفاً برای آموزش یا انتقال یک دستور اخلاقی ساخته شده، ممکن است از آن فاصله بگیرد. در مقابل، اگر یک مفهوم اخلاقی از رفتار یک شخصیت و انتخابهای وی در طول داستان استخراج شود، اثرگذاری آن بسیار بیشتر خواهد بود.
این منتقد سینما درباره جایگاه شخصیتپردازی در آثار دینی و اخلاقی تصریح کرد: شخصیت مهمترین ابزار انتقال مفاهیم در سینماست. اگر فیلمسازی میخواهد درباره گذشت، فداکاری یا مسئولیت اجتماعی صحبت کند، باید شخصیتی خلق کند که مخاطب بتواند با وی همراه شود، مشکلات او را بفهمد و انتخابهایش را دنبال کند. زمانی که مخاطب با شخصیت ارتباط برقرار کرد، تصمیم اخلاقی وی نیز برای مخاطب معنا پیدا میکند. در چنین شرایطی، مفهوم دینی یا اخلاقی از حالت یک شعار خارج میشود و به یک تجربه انسانی تبدیل خواهد شد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی آثار دینی با وجود برخورداری از موضوعات مهم نمیتوانند ارتباط مناسبی با مخاطب برقرار کنند، گفت: بخشی از این مسئله به ضعف فیلمنامه بازمیگردد. موضوع خوب به تنهایی نمیتواند یک فیلم خوب ایجاد کند. ممکن است یک فیلمساز موضوع بسیار ارزشمندی را انتخاب کرده باشد، اما اگر شخصیتها، روابط، تعارضها و مسیر داستان بهدرستی طراحی نشده باشند، نتیجه مطلوب حاصل نمیشود. در سینمای دینی نیز مانند هر ژانر دیگری، فیلمنامه اهمیت اساسی دارد و نمیتوان ضعف ساختاری اثر را صرفاً با اهمیت موضوع جبران کرد.
سلطانمحمدی ادامه داد: نکته دیگر، شناخت مخاطب است. تولیدکننده و فیلمساز باید بداند با چه مخاطبی سخن میگوید. جامعه امروز از نظر فرهنگی و اجتماعی متنوع است و مخاطبان مختلف برداشتهای متفاوتی از مفاهیم دینی و اخلاقی دارند. بنابراین لازم است آثار سینمایی به گونهای ساخته شوند که ضمن حفظ اصول و ارزشهای خود، امکان گفتوگو با مخاطب را نیز فراهم کنند. نمیتوان با مخاطب امروز مانند مخاطب چند دهه قبل سخن گفت و انتظار داشت همان شیوههای روایی و بیانی گذشته همچنان همان میزان اثرگذاری را داشته باشند.
وی با تأکید بر اینکه پرداختن به اخلاق در سینما نباید به ارائه شخصیتهای کاملاً سفید و سیاه محدود شود، اظهار کرد: انسان واقعی مجموعهای از نقاط قوت و ضعف است. اگر شخصیت اخلاقی فیلم هیچ خطا، تردید یا مسئلهای نداشته باشد، ممکن است برای مخاطب باورپذیر نباشد. اتفاقاً نمایش مسیر دشواری که یک انسان برای رسیدن به انتخاب درست طی میکند، میتواند جذابیت بیشتری داشته باشد. مخاطب باید ببیند شخصیت با یک مسئله مواجه میشود، میان چند انتخاب قرار میگیرد و در نهایت تصمیمی اخلاقی میگیرد. همین مسیر است که مفهوم اخلاق را برای وی ملموس میکند.
این کارشناس سینما درباره نقش خانواده در انتقال مفاهیم اخلاقی نیز گفت: خانواده یکی از مهمترین بسترهای پرداختن به اخلاق در سینماست. بسیاری از مسائل اخلاقی در روابط میان اعضای خانواده شکل میگیرد؛ از احترام و مسئولیتپذیری گرفته تا گذشت، وفاداری، رعایت حقوق یکدیگر و توجه به نیازهای عاطفی اعضای خانواده. سینما میتواند این موضوعات را بدون اینکه به یک اثر آموزشی تبدیل شود، در قالب داستانهای خانوادگی مطرح کند. اگر فیلمی بتواند یک مسئله واقعی خانواده را به شکل درست روایت کند، در کنار سرگرمی میتواند زمینهای برای تأمل مخاطب نیز فراهم کند.
سلطانمحمدی درباره ضرورت استفاده از زبان هنر برای انتقال مفاهیم دینی بیان کرد: هنر زمانی اثرگذار است که زبان خودش را حفظ کند. سینما نباید به تریبونی برای بیان مستقیم مطالب تبدیل شود. البته این به معنای حذف پیام نیست، بلکه پیام باید در ساختار اثر حضور داشته باشد. تفاوت مهمی میان فیلمی که مخاطب را به فکر کردن درباره یک موضوع اخلاقی وادار میکند و فیلمی که از ابتدا نتیجهگیری را به جای مخاطب انجام میدهد وجود دارد. به اعتقاد من، هرچه سهم مخاطب در کشف معنا بیشتر باشد، ماندگاری اثر نیز افزایش پیدا میکند.
وی درباره نقش نهادهای فرهنگی در حمایت از سینمای دینی و اخلاقی گفت: حمایت فرهنگی زمانی نتیجه میدهد که فقط به اختصاص بودجه محدود نشود. اگر قرار است سینمای دینی تقویت شود، باید در مرحله ایده، پژوهش، فیلمنامه و تولید نیز حمایت تخصصی وجود داشته باشد. فیلمسازی که میخواهد درباره یک موضوع تاریخی یا دینی کار کند، نیازمند پژوهش دقیق است و نمیتوان انتظار داشت بدون مطالعه و تحقیق کافی اثری قابل دفاع تولید کند. بنابراین ارتباط میان سینماگران، پژوهشگران، کارشناسان دینی و متخصصان علوم انسانی میتواند به ارتقای کیفیت این آثار کمک کند.
این منتقد سینما با اشاره به ظرفیت بالای داستانهای دینی و تاریخی برای تولید آثار سینمایی اظهار کرد: ما در فرهنگ و تاریخ خود با مجموعه بزرگی از داستانها، شخصیتها و موقعیتهایی مواجه هستیم که میتوانند به آثار سینمایی تبدیل شوند، اما تبدیل یک روایت تاریخی یا دینی به فیلم نیازمند نگاه دراماتیک است. قرار نیست فیلم صرفاً روایت مکتوب یک واقعه را به تصویر تبدیل کند. باید عناصر داستانی، شخصیتها و موقعیتهای نمایشی از دل آن استخراج شوند. این کار نیز نیازمند نویسندهای است که هم موضوع را بشناسد و هم زبان سینما را بداند.
وی در پایان با تأکید بر اینکه سینمای دینی و اخلاقی باید مخاطب را جدی بگیرد، گفت: اگر هدف ما تأثیرگذاری فرهنگی است، باید به مخاطب احترام بگذاریم. مخاطب امروز پرسش دارد و میخواهد خودش درباره آنچه میبیند قضاوت کند. سینما میتواند زمینه این گفتوگو را فراهم کند و حتی مخاطب را پس از پایان فیلم با یک پرسش اخلاقی یا دینی تنها بگذارد. به نظر من، موفقیت یک اثر دینی فقط این نیست که مخاطب هنگام تماشای فیلم پیام مشخصی را دریافت کند، بلکه زمانی اهمیت پیدا میکند که آن اثر بتواند بعد از پایان نمایش نیز ذهن مخاطب را درگیر کند و وی را به فکر کردن درباره رفتار، انتخابها و مسئولیتهای انسانی خود وادارد.










نظر شما